"winchester brothers"

"سلام و با عرض خوش آمد به تمام دوستانی که به این وب میان و نظر میدن و قابل" توجه کسانی که میان و نظر نمیدن،امیدوارم لواتایان ها بخورنتون!!!!(ناراحت نشو شوخی بود،اونا با وجود من جرئت همچین کاری ندارن که....)خب دوستان عزیز این وبلاگ برای سریال سوپرنچرال هست و من هم فصل هشت این سریال رو از زبون خودم میذارم و هم اشاراتی کوتاه به انواع موجودات ماوراء الطبیعه که از گذشته های دور ذهن مردم رو مشغول کرده چه چیز هایی که تو سریال اطلاعاتی ازشو کسب کردیم چه چیز هایی که اصلا تو این سریال بهشون اشاره ای نشده میکنم...و خبر ها و عکس های جدیدی که از سوپراستار های این سریال بهم برسه که امیدوارم ازشون لذت ببرین.....و یه چیز دیگه این وب فقط برای این سریال و اخبار جدید راجب این سریاله و بنده نه شیطان پرستم و نه چیز دیگه....

"از وب دوستانمون هم دیدن کنین که البته آدرس وباشون هم تو لینکا هستش:"

سارا.........یه شکارچیه!!!!

نیوشا..........شکارچی و نیمه کاهنه و نیمه انسان!!!!!

جاسمین.......نیمه کاهنه و نمیه هیولا!!!!!

و خودم هم که شکارچی!!!!!!

 

*supernatural*

نوشته شده در 91/07/21ساعت 11:19 توسط reyhaneh(winchester)1|

سلام بچه ها

نمیدونین چقد خوشحالم سر این نیوشا و سارااااااااااای دیوونه کلی دلم واسشون تنگیده بودددددددددددد کلیییییییی

حالا جدا ازینا سر شخصیت های داستان باید بگم که خیلی زیاد شدن

همونطور که میدونین سارا نیوشا جاسمین و ایان نقش اول داستانن یعنی باید باشن

تو این داستان چهار نفر اضافه شده:هایرا,هیلدا,هانا و استیو

واسه همین بقیه که گفتن میخوان تو داستان باشن یه خورده طول میکشه و میره واسه داستان بعدی چون بیشتر از این دیالوگای بچه ها باید تقسیم شه واسه این نقششون کمرنگ میشه داستان بد میشه من اینجا ازتون معذرت خواهی میکنم ولی تو داستان بعدی قول میدم باشین,این چهارنفر شخصیت جدید هم خودشون کلی باحالننننن فعلا با اینا بگذرونین تا بعدددددددد

راستی رمزم که میدونین 1376


:ادامه مطلب:
نوشته شده در 93/06/06ساعت 19:27 توسط reyhaneh(winchester)1|

خب بالاخره بعد از مدت ها اولین قسمت داستان جدید رو آپ کردم ولی رمز داره خودتون میدونین رمزو دیگه :)))

برید ادامه

فقط یه چیزی شاید اوایلش جالب نباشه یکم صبر کنین جذاب میشه خخخخخ

رمزم ازین به بعد بدونین 1376 میباشد


:ادامه مطلب:

موضوعات مرتبط: داستان سوپرنچرالی

نوشته شده در 93/06/05ساعت 14:18 توسط reyhaneh(winchester)1|

سلام بچه ها خوبین؟!؟!بالاخره بعد از یه مدت غیبت خیلی خیلی خیلی طولانی برگشتمو میخوام دوباره وبو سر و سامون بدم,کلی کار هست,اول از همه باید پست ثابت که دو سال پیش نوشتمو تغییر بدم بعدم یا یه قالب توپ بسازم یا سفارش بدم,قالب قبلی که دیگه کلی تکراری بودم اینم حوصله نداشتم تو پیچک ساختم دوسش ندارم ولی از بی قالبی بهتره :) حالا جدا ازینا کیا منتظر فصل 10 میباشند؟؟؟؟ :)))))) من که شدید خخخخخ

میخوام دوباره داستان نویسی رو شروع کنم حرفه ای میخواین تو داستان باشین بگین بهم مطمئنا سارا و نیوشا رو که میشناسین اونا هستن حتما ولی این داستان مثل قبلیا نیس کلی فرق داره اما دستینی و ایان هستنننننننن صد درصد بلههههههه دیگه آپ کردین خ بدیم منم خ میدم حالا فعلا برم دیگه تا به زودی که بچه هارو دوباره جمع کردم خبر بدم بتون که داستانو بذارممممممم :))))))))) 

ولی اونایی که تازه واردن داستان قبلسا رو یه نگه کنن بهترهههههه

فعلا

 

نوشته شده در 93/06/01ساعت 21:28 توسط reyhaneh(winchester)1|

سلام بچه ها خوبین؟؟؟؟؟؟ببخشید من کم میام نه که فراموش کنم به خدا وقت نمیکنم ولی داره عید میاد منم قول زود پر کار شم و تند تن داپ کنم به شرطی که شمام آپ کنین زود زود :دی

اودم امروز بگم که چهارشنبه سوریتون امروز رنگی رنگی باشه و اینکه عیدتون هم پیشاپیش مبارک باشه دوستای گلم بوسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسس 

عاشقتونم D:

موضوعات مرتبط: مهمونی سوپرنچرالی

نوشته شده در 92/12/27ساعت 16:2 توسط reyhaneh(winchester)1|

سلام بچه ها امتحانا بالاخره داره تموم میشه بیاید دست به دست هم بدیم قول بدیم به هم که دیگه کم کار نباشیم من میخوام برم اون یکی داستانم براتون اپ کنم تو فکر عوض کردن قالبم هستم میخوام کلا یه تغییری بدیم روی قدیمارو کم کنیم سارا کنکور داره سرش شلوغه بی شعورا ما که امتحانم داشته باشیم ول نتیم بیاید کم کار نباشیم دیگر D: 
فقط یه قسمت دیگه مونده تا تموم شه بعدم داستان جدید :)))
شمام داستاناتونو گفتم بذارید واسه دانلود میخوام نگهشون دارم بزرگ شدم واسه بچه هام تعریف کنم :)


:ادامه مطلب:

موضوعات مرتبط: داستان سوپرنچرالی

نوشته شده در 92/10/19ساعت 10:19 توسط reyhaneh(winchester)1|

وااااااااااااااااای بچه ها چقدر اتفااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااق بچه دوم جرد هم بدنیا اومد پسره :)))))) به جاش امتحانای ماهم شروع شد اینقدر دلم تنگ شده بود گفتم بیام یه پست کوچولو بذارم :( چرا اینقدر ما کم میاییییییم؟؟؟؟نه به پارسال که کو×××ن بلاگفا رو پاره کردیم نه به امسال جمعا ری×××دیم آبم قطعهههه خخخخخخ همین دیگه اومدم بگم و برم زود میام اپ میکنمممممممممم :)

"و در آخر کریستمس مبااااارک"


نوشته شده در 92/10/03ساعت 17:28 توسط reyhaneh(winchester)1|

سلام بچه ها چطورین؟؟؟؟

واییی بچه ها من خیلی ناراحتم تازگیا خیلی کم میام نه به اون موقع هامون که اینقدر میومدیم کو***ن بلاگفا رو پاره کرده بودیم نه به الانموم که ماه به ماه میایم ولی من یه چیزی تو سرمه وقتی عملیش کنم دیگه دوباره زیاد میایم :))) فقط باید تا پایان این داستانم صبر کنین که چیزی هم نمونده خخخخخخ حالا هم برید ادامه :* :* :*


:ادامه مطلب:

موضوعات مرتبط: داستان سوپرنچرالی

نوشته شده در 92/09/06ساعت 22:47 توسط reyhaneh(winchester)1|

سلام بچه ها به خدا اینقدر دلم براتون تنگ شده بود که خدا میدونه چرا اینقدر کم میایم تازگیا؟؟؟؟بله جوابش فشار کار درس زندگی شوهر (دین) و ایناس دیگه :\ اااه بالاخره بعد از مدتی وقت نمودم بیام آپ کنم الانم میرم سراغ اون یکی داستان بله :)))) برید ادامه بعدم جون ریحان آپ کنین دیگه :(((

بچه ها از سارا خبر ندارین؟؟؟خیلی نگرانشم این بشرو خو میره میاد غیبش میزنه پس فردا هم خبر میاد که با میشا کالین ازدواج نموده دوتایی رفتن شکار روح و اینا به خددددددددددااااااااااااا :))) 

ایشالا واقعا اینطور شه ماهم بریم شکار واقعی خخخخخخخ :)

حالا برید ادامه شوووووووووووما هم اپ کنین پلیززززززززززززززززز :×


:ادامه مطلب:

موضوعات مرتبط: داستان سوپرنچرالی

نوشته شده در 92/08/07ساعت 15:27 توسط reyhaneh(winchester)1|

وای سلام چطورین؟؟؟؟چقد دلم براتون تنگ شده بود بچه هاااااااا اصن باورتون نمیشه یچی میگم یه چی میشنوین :)

بچـــــــــــه ها قالبم چطوره؟؟؟؟آجی سارا جونم زمتشو کشیده قربونش برم من :× واااااااااااااااای سارا دستت درد نکنه عالیه باور نمیکنی چند وقته میخوام عوضش کنم نه حوصلشو دارم نه وقتش خیلی ممنونم خیی هم خوجمله دستتم درد نکنه بوووووووووووووووس بوسسسسسس ولی یه زحمت دیگه هم برات دارم اگه مشکلی نیست داستانتو آپ کن دیگه اون آنا رو مخ منه میخوام بدونم به کجا واصل میشه خخخخخخخخ حالاهم برید ادامه بعد بیاید دیگه اه اصن بعدشو نمیدونم خخخخ دیوونه و احمقم نیستم خخخخخ


:ادامه مطلب:

موضوعات مرتبط: داستان سوپرنچرالی

نوشته شده در 92/07/11ساعت 7:16 توسط reyhaneh(winchester)1|



      قالب ساز آنلاین